8 تیر 88

تيم قهرمان نيروهاي مسلح

1.jpg

در فينال مسابقات قهرماني نيروهاي مسلح ايران تيم قدرتمند تهران به رهبري اينجانب بدون شكست قهرمان ايران شد
در عكس اعضاي تيم ملي كشورمان كه عضو تيم بودند ديده ميشوند( داود قرباني - محمدرضا غروبي - مهدي سلطاني - مجيد شعباني - مهدي دولي خاني و....)

ضربات دست دركاراته

ردیف نام ضربه معنی وتوضیح ۱ چودان زوکی ضربه مشت به قسمت وسط بدن ۲ جودان زوکی ضربه مشت به قسمت بالائی بدن ۳ مای هیجی اوچی ضربه با آرنج به جلو و وسط بدن ۴ جودان هیجی اوچی ضربه با آرنج به بالا ۵ یوکوهیجی اوچی ضربه با آرنج به پهلو ۶ اوشیرو هیجی اوچی ضربه با آرنج به عقب ۷ اتوشی هیجی اوچی ضربه با آرنج به پائین حال فرودی ۸ یون هون نوکیته ضربه با چهار نوک انگشت ۹ نی هون نوکیته ضربه با دو نوک انگشت ۱۰ ایپون نوکیته ضربه با یک نوک انگشت ۱۱ کن تسوئی اوچی ضربه با پشت مشت(انتهای مچ) ۱۲ اوراکن یوکواوچی ضربه با پشت مشت به گیجگاه ۱۳ های تواوچی ضربه با تیغه داخلی دست باز ۱۴ شوتواوچی ضربه با تیغه خارجی دست باز ۱۵ یوکوشوتواوچی ضربه با تیغه خارجی دست باز به پهلو ۱۶ یامازوکی ضربه با دو مشت تواما به چودان وجودان ۱۷ اوراکن شومن اوچی ضربه با پشت مشت به روبرو حالت فرود ۱۸ شوتی زوکی ضربه با کف دست(تیشو زوکی) ۱۹ تاته زوکی ضربه با مشت به صورت افقی ۲۰ اورا زوکی ضربه با مشت به صورت عمودی ۲۱ ماواشی زوکی ضربه با مشت به صورت دورانی ۲۲ موروتو شوتی زوکی ضربه با کف دو دست ۲۳ هیراکن زوکی ضربه با بند دوم انگشتان ۲۴ هیتوساشایوبی ایپون کن ضربه با بند دوم انگشت اشاره ۲۵ ناکاداکا ایپون کن ضربه با بند دوم انگشت وسطی ۲۶ هی کو موروتو زوکی ضربه دو مشت موازی ۲۷ هیرا باسامی ضربه با قسمت داخلی دست (دهان ببر) ۲۸ یوبی باسامی ضربه با انگشت اشاره وشصت به گلو ۲۹ اوراکن اوچی تاته ماواشی ضربه دورانی به صورت فرودی

‍زوكى مادر تكنيك هاى دست در كاراته مى باشد.
يك كاراته كا بايد اين تكنيك را با حد اكثر قدرت ، سرعت و تمركز انجام دهد.
در هنگام زدن اين تكنيك بايد مواظب بود تا مچ دست به هنگام برخرد به بدن حريف خم نشود.
چودان زوكى به ضربه ى زوكى گفته مى شود كه به آب گاه حريف برخرد مى كند.
جودان زوكى به ضربه ى زوكى گفته مى شود كه به بينى حريف برخرد مى كند.
نيهان زوكى به دو ضربه ى زوكى پشت سر هم با مكثى اندك گفته مى شود كه به آب گاه حريف برخرد مى كند.
سامبن زوكى به سه ضربه ى زوكى پشت سر هم با مكثى اندك گفته مى شود كه اولى به بينى حريف و دو زوكى بعد به آب گاه او برخرد مى كنند.

6 تیر 88

مختصرى درباره كاراته

جنگيدن با دست خالى!

شايد شمايى كه با هنرهاى رزمى تنها از طريق فيلم هاى اكشن جكى چان و جت لى و ساير بازيگران رزمى كار آشنا هستيد تفاوتى بين كانگ فو و كاراته و تكواندو قائل نباشيد. خيلى از شما زد و خوردهاى اين جور فيلم ها را كلاً به اسم «كاراته بازى» مى شناسيد! در حالى كه هركدام از اين هنرها، روش و منش و خاستگاه خود را دارد و كاملاً با ديگرى متفاوت است.
لغت «كاراته» Karate از دو بخش تشكيل شده: «كارا» Kara كه اصليتى چينى دارد و در زبان ژاپنى و رسم الخط اُكيناوائى معنى«خالى» مى دهد و «ته» te كه در ژاپنى به معنى دست است. در مجموع اين لغت به گونه اى از هنرهاى رزمى با دست خالى و بدون تجهيزات گفته مى شود.
جالب است بدانيد كه كاراته نسبت به كانگ فو هنر رزمى جوان ترى است. سال ۱۹۳۳ به دنبال اشغال چين شرقى توسط ژاپنى ها فردى به نام گى چين فوناكوشى كه پدر كاراته نوين شناخته شده است تحت تأثير سبك هاى رزمى چينى مثل شائولين، كاراته را رسماً بنيان نهاد. كاراته تنها هنر مشت و لگد زدن و دفاع شخصى نيست، فلسفه اى دارد كه با «ذن» در ارتباطى تنگاتنگ است. «ذن» Zen فرقه اى از مذهب بودايى است كه در هند تولد يافت و سپس به ژاپن كشانده شد. اساس مكتب ذن، جست وجوى حقيقت از طريق خويشتن نگرى است. پيروان ذن، ذهن خود را از هر قيد و بند دنيايى خالى مى كنند همان طور كه يك كاراته كا (كارآموز كاراته) خود را از قيد تجهيزات مى رهاند و با دستان خالى به نبرد با حريف مى رود. گى چين فوناكوشى در يكى از نوشته هايش آورده: «يك آينه كه غبار از سطح آن روبيده شده هر چه را كه در برابرش قرار مى گيرد به روشنى نمايش مى دهد و يك دره آرام، حتى كوچكترين صدا را انعكاس و قوت مى بخشد. بنابراين يك هنرآموز كاراته هم بايد چنان فكرش را از ضعف ها و خودپسندى خالى كند كه بتواند در مواقع لازم در برابر هرآنچه كه بايد، واكنش سريع نشان دهد. اين معناى «خالى» يا همان «كارا» در مكتب كاراته karate-do است.»
روش و طريقت كاراته كه علاوه بر فنون رزمى، شامل تفكر و فلسفه آن هم مى شود «كاراته دو» karate-do نام دارد.
عمده رشد و پيشرفت كاراته در چين و جزيره اكيناوا (اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيست) صورت گرفت و كاراته نوين در جزيره اكيناوا تكامل يافت. كاراته در واقع تلفيقى از هنرهاى رزمى اكيناوايى و مبارزه با دست خالى چينى بود كه توسط فرستادگان سياسى به اكيناوا آورده شد. بسيارى معتقدند كه هنرهاى رزمى چينى و اكيناوايى هر كدام ۴۰ درصد بر كاراته امروزى نفوذ داشته و سهم ساير مكاتب رزمى مثل جوجيتسو در حدود ۲۰ درصد است. برخى
هم تأثير چينى ها را ۸۰ و اكيناوايى ها را ۲۰ مى دانند.
6chc9pnifeinpqq5mkv8.jpg
اجرای کاتا سای توسط شیهان عرفانی
۴۰۰ سال پيش كه ژاپن كنترل كامل جزيره اكيناوا را به دست گرفت از اهالى خواست تا سلاح هاى خود را تسليم كنند. در ميان آن ابزار جنگى، شمشيرى سه
شاخه نوك تيز معروف به «ساى» خود نمايى مى كرد. اين ابزار كه بسيار كارآمدتر از شمشير سامورايى بود تأثير فراوانى بر كاراته گذاشت و اساتيد كاراته در ابداع بسيارى از حركات حمله و دفاع با دست، از ضربات «ساى» الهام گرفتند طورى كه هنوز، شمشير ساى نشانه بعضى مكاتب كاراته است.
كاراته امروزى در سه سطح به كارآموزان آموزش داده مى شود: مبانى كاراته يا كيهون kihon كه شامل اصول اوليه است، كاتا كه تركيبى از چند حركت پيش ساخته است كه توانايى هاى خاصى را در فرد به وجود مى آورند و مبارزه تن به تن كه در زبان ژاپنى كوميته kumite ناميده مى شود. پس از اين به بعد اسم هر كتك كارى و دعوايى را كه در فيلم ها مى بينيد، كاراته بازى نگذاريد، «لات بازى» هنر رزمى جداگانه اى است و تعريف ديگرى هم دارد!

4 تیر 88

مدرسه های کاراته

مقدمه

كاراته يك نوع مبارزه ژاپني است كه در آن از دست و پا براي وارد كردن ضربات پر قدرت مشت و لگد استفاده مي شود . از طرفي كاراته هم يك ورزش رزمي جهت بشاش كردن و هم ارائه دهنده ي يك تصوير از تمرين هاي ذهني مي باشد.

كلمه ((كاراته )) به معني دست خالي مي باشد و فردي كه تمرينات كاراته را انجام مي دهد (( كاراته كا ))

ناميده مي شود . گسترش كاراته در فرهنگ شرقي بيشتر به منظور غلبه بر خشم و ترس است ، نه شكست حريف. ( به قول يكي از استادان بزرگ كاراته دو ، راه زندگي است ).

يك ذهن خالي از هيجان ، بهترين وسيله براي هدايت دست در كاراته است و اين روش كنترل در كاراته را به اصطلاح (( روش كاراته)) يا karate-do مي نامند.

متا‌سفانه ، درك مفهوم كاراته به طور جدي فراموش شده و مفهوم دست خالي به همان معني ساده آن ، يعني دست بدون سلاح به كار مي رود .

كاراته اي كه ما امروز تمرين مي كنيم ، كاراته مدرن است ، ولي مانند اكثر روش هاي مبارزه ، كاراته نيز بر اساس يك دسته فرم هاي رزمي قديمي كه اساسا از مدرسه جنوبي شائولين واقع در سرزمين هاي چين نشات گرفته است.

مدرسه های کاراته


مدرسه هاي كاراته با توجه به سبك هاي اصلي كاراته چهار نوع هستند كه عبارتند از :

شوتوكان تاسيس توسط گيچين فانا كوشي

گوجيوريو تاسيس توسط چوجون مياگي

شيتوريو تاسيس توسط كن وا مابوني

وادوريو تاسيس توسط هيرونوري اوتسوكا

هر چند فرق چندان زيادي بين سبك هاي مختلف كاراته وجود ندارد ، ولي در روش تمرين ها اختلافاتي وجود دارد. بنابراين مخلوط كردن اين سبك ها با هم در تمرين ها زياد مناسب نيست. چيزي به نام بهترين سبك در كاراته وجود ندارد و شما بايد مواظب باشگاههايي كه اين موضوع را بيان مي كنند باشيد . هر سبك داراي فلسفه اي براي خود مي باشد كه ممكن است براي افراد در سبك هاي ديگر مناسب نباشد. ولي در كاراته ، در روش كوميته ( مبارزه كردن ) براي به دست آوردن بهترين مدال ها ، بايد از قانون w.k.f استفاده شود. اين قانون نوع ضربات ، شدت آنها و محل تماس را مشخص كرده و براي سبك هاي كنترلي ، پيروي از اين قانون لازم الاجرا مي باشد.

حالا براتون يه خورده در مورد سبك هاي كاراته توضيح مي دهم . ( اوس )

شوتوكان (shotokan)

شوتوكان يعني باشگاه شوتو ، يعني جايي كه شوتو نام مستعار مبدا اين سبك است . اين سبك توسط يك استاد اوكيناوايي به نام گيچين فانا كوشي در تمام دنيا گسترش يافت و بي شك عمومي ترين نوع سبك كاراته است

در اين سبك ، قدرت پا با توجه به محل ضربه بالاترين مقدار قدرت را توليد مي كند. موضوع قابل اهميت در اين كاراته ، عمل تمركز يا (kime ) است كه نكته اصلي در هر تكنيك براي ايجاد حداكثر قدرت ذهني و فيزيكي مي باشد.

در طول تمركز ، تمامي عضلات بدن به نهايت قدرت و سختي ممكنه مي رسد . در مسابقات در صورت عدم كنترل ، اين ضربات ممكن است موجب مجروح شدن حريف مقابل شود كه براي ما نتيجه خوبي ندارد. در سيستم كنترلي ، يك ضربه دست با سرعت حدود 14متر در ثانيه و معادل 900كيلوگرم به طرف صورت حريف زده مي شود كه اگر شدت آن از يك تماس جزئي كه در قانون مشخص شده است ، بيشتر باشد، طبق قانون w.k.f به ما اخطار(( چوكوك )) مي دهند و اگر از اين حد بيشتر باشد ، اخطار با جريمه ،(( كي كو كو )) كه امتياز ايپون است ، به امتيازات حريف اضافه مي شود ، و اگر دوباره تكرار شود و صدمه ديگري به حريف وارد كنيم ، به ما اخطار (( هان سوكوچوئي)) مي دهند، كه در اين صورت يك امتياز نيهون به امتيازات حريف اضافه مي شود و مي تواند تا مرز اخطار (( هانسوكو )) پيش برود كه در نهايت اخراج ما از مسابقه و برنده شدن حريف است. در سيستم كنترلي يك چنين وضعيتي است كه بايد ضربات با حداكثر سرعت و قدرت به طرف صورت حريف پرتاب شود ، ولي نبايد هيچ گونه آسيبي به او وارد شود . حال اگر قرار باشد اين ضربات آسيب برساند ، هر كسي مي تواند اين كار را انجام دهد و كسي كه مي تواند ضربات خود را كنترل كند ، هنر كاراته اسپورت را دارا مي باشد.

ايمني در كاراته

كاراته يك ورزش مخاطره آميز است و بايد در آن دقت كنيد كه بدن شما براي تمرين آماده باشد ، البته اين موضوع براي نو آموزان بالاتر از 40سال خيلي مهم است .هرگز بعد از يك غذاي سنگين تمرين نكنيد ، زيرا كه مقدار قابل توجهي از خوني كه بايد براي عضلات كه شامل قلب نيز مي شود ، مصرف شود ، صرف عمل هضم غذا مي گردد كه موجب انقباض عضلاني مي شود . استاد باشگاه خود را از ناراحتيهايي كه داريد، اگاه سازيد ، چرا كه اگر استاد از وضعيت سلامتي شما با خبر باشد، مي تواند زودتر از شما علائم حمله بيماري را تشخيص دهد. بعضي از بيماري ها ممكن است اثرات جدي بر روي عضلات قلب بگذارند، لذا از ضربات شديد بر روي سينه و تمرينات ناگهاني هنگام سرماخوردگي اجتناب كنيد.

براي اينكه بتوانيم در تمرينات سر حال و آماده باشيم ، مي بايست حداقل 3ساعت بعد از غذا تمرينات را شروع كنيم. بعد از يك جلسه تمرين سنگين بدن ما مقداري از آب خود را از دست مي دهد ، لذا براي جلوگيري از درد معده و بي حالي ، لازم است مقدار آب از دست رفته جبران شود . هنگام استفاده از آب ، آن را به آرامي بنوشيم و براي اين كار بهتر است از ني نوشابه استفاده شود و به آرامي ميل كنيد ، تا غدد تشنگي در مغز آرام شود.
مدرسه كاراته عرفاني سنسي
درمنطقه شميرانات روزهاي زوج درمحل مركزي هيئت كاراته شميرانات واقع در تهران خيابان كامرانيه خيابان شهيد معصومي برقرار است



آناتومی کاربردی


رباط جانبی خارجی زانو از انتهای تحتانی خارجی استخوان ران در بالا شروع و به سر استخوان نازک نی ( فیبولا ) در پائین اتصال می یابد. این رباط در زیر تاندون عضله دو سر رانی در پائین قرار دارد.

بیومکانیک ورزشي
رباط LCL زمانی که زانو باز می گردد سفت و کشیده شده و هنگامی که زانو بیش از 30 درجه خم می شود شل می شود. بر خلاف رباط جانبی داخلی که به منیسک داخلی اتصالاتی دارد رباط جانبی خارجی به منیسک خارجی اتصالی ندارد و از آن توسط لایه نازکی از چربی جدا می شود. رباط جانبی خارجی زانو در مقابل چرخش به داخل استخوانهای ساق مقاومت می کند و از سویی سبب استحکام مفصل زانو می گردد

شرح حال
در بررسی آسیب احتمالی LCL مهمترین جزء توجه به مکانیسم ایجاد آسیب است. ضربه یا برخورد شدید در قسمت قدامی داخل ساق اغلب علت احتمالی آسیب رباط جانبی خارجی زانو است.
• شنیده شدن صدای « تق » و ایجاد مایع در مفصل چند ساعت بعد احتمال آسیب همراه به منیسک یا رباطهای صلیبی را مطرح می کند.
• در مورد آسیب یا جراحی قبلی زانو باید پرسیده شود.
• درباره شغل, سن, سبک زندگی جهت تصمیم گیری روش صحیح درمان باید سوال گردد.
• آیا دچار اختلال در حس یا حرکت قسمت داخل ساق بعد از صدمه شده است. ( از آنجا که عصب پرونئال در مجاورت این رباط است احتمال آسیب به آن وجود دارد ).

معاینه
• معاینه فضای بالای کشکک برای بررسی تجمع مایع مفصلی ( supra patellar pouch )
• معاینه ساق از نظر خراشیدگی و ضایعات عمده نظیر شکستگی یا خونریزی.
• بررسی حساسیت در لمس مفصل
• انجام تستهای اختصاصی ارزیابی رباط LCL : اعمال فشار به داخل زانو در حالیکه زانو باز است و نیز در وضعیتی که زانو 20 درجه خم شده است.
• معاینه عصبی سطح زیر زانو
• بررسی و انجام تستهای ارزیابی منیسک ها و رباطهای صلیبی

تصویربرداری
• رادیوگرافی زانو برای رد شکستگی های احتمالی و یا دررفتگی ها و نیز برای رد تغییرات تخریبی مفصل همراه با آسیبهای مزمن قبلی.
• MRI روش استاندارد و ارجح برای تشخیص آسیب رباطی و منیسک زانو است.
• EMG و NCV برای رد آسیب عصب پرونئال شاید لازم باشد



درجه بندی آسیب LCL

• درجه 1 : آسیب میکروسکوپی رباط که با درد در هنگام اعمال فشار به داخل زانو خود را نشان میدهد شلی رباط نداریم
.

درجه 2 : در این حالت فضای مفصلی زانو خارج بین 5/0 تا 1 سانتی متر باز می شود ( پارگی جزئی رباط )
.
درجه 3 : آسیب کلی رباط که با بازشدن فضای مفصلی در خارج به مقدار بیش از 1 سانتی متر خود را نشان می دهد


درمان

فاز حاد
• برای آسیب درجه 1 و 2 درمان پیشنهادی استراحت, سرما درمانی, فشار موضعی و بالا نگه داشتن عضو و عدم اعمال وزن بدن بر روی زانوی آسیب دیده است.
• برای آسیب درجه 3 جراحی لازم است. بازگشت به وضعیت تحمل وزن روی زانو امکان دارد به زمانی معادل 4 هفته وقت نیاز داشته باشد.



فاز بهبودی
• درمان در جهت تمرینهای افزایش دهنده دامنه حرکت در مفصل زانو( دوچرخه سواری ) و تقویت عضله چهار سر رانی متمرکز می باشد.

بازگشت به تمرین

زمان بازگشت به تمرین به شدت آسیب بستگی دارد. توصیه می گردد یک برنامه بازتوانی کامل قبل از بازگشت به تمرین بر روی زانو صورت گیرد.
بعد از بهبودی اولیه و اصلاح دامنه حرکت مفصل زانو ورزشکار باید قدرت عضلانی و حس عمقی مناسب را با ورزشهایی مثل دویدن بدست آورد. سپس به ورزش خاص خود بپردازد.

عوارض


1 -درد مزمن زانو
-2ضعف عضله در اثر درد
3 -ناپایداری مفصل زانو
-4آسیب عصب پرونئال
پیشگیری
اغلب موارد آسیب LCL اجتناب ناپذیر است. با این حال حفظ انعطاف پذیری و قدرت عضلانی مناسب در ساق و ران می تواند احتمال آسیب دیدگی را کاهش دهد.
پیش آگهی
با درمان مناسب و بازتوانی کامل پیش آگهی عالی است

کومیته و كاتا وامتياز در كاراته

کومیته (به ژاپنی: 組手) به معنای مبارزه یکی از سه بخش اصلی تمرینات ورزش کاراته به همراه کاتا و کیهون است. در کومیته از فنون آموخته شده در کاتا و کیهون در مقابل یک حریف واقعی استفاده می‌شود.

کومیته ممکن است برای افزایش مهارتی خاص و یا به‌عنوان یک مسابقه انجام شود
کاتا (به ژاپنی: 型 یا 形) به معنای فرم واژه‌ای ژاپنی است , به مجموعه حرکات از پیش طراحی شده‌ای گفته می‌شود که می‌تواند به طور انفرادی یا گروهی انجام شود.



کاتا در بسیاری از هنرهای ژاپنی همچون برخی انواع تئاتر (کابوکی) و یا مراسم تهیه چای (چادو) استفاده می‌شود. اما شهرت آن بیشتر به دلیل اهمیت بسیار زیادی‌ست که در هنرهای رزمی دارد. کاتا در اکثر هنرهای رزمی ژاپنی و اوکیناوایی مانند آیکیدو، جودو، کندو و کاراته‌دو به کار می‌رود[۱].

در بسیاری از هنرهای رزمی چینی و کره‌ای دیگر نیز تمرین مشابهی انجام می‌شود که البته با کلمات چینی و کره‌ای نامیده می‌شوند.
در بسیاری از مسابقات کاراته ورزش‌کاران اجازه ضربه با مشت (زوکی) و لگد (گِری) به شکم و سینه (چودان) و سر (جودان) را دارند. روش امتیازدهی در اکثر سبک‌های مهم به این شکل است:

یک امتیاز: ضربه مشت به بدن (بالای کمربند تا شانه‌ها) و یا سر و صورت
دو امتیاز: ضربه لگد به بدن (بالای کمربند تا شانه‌ها)
سه امتیاز: ضربه لگد به سر و صورت
در مسابقات زیر نظر فدراسیون جهانی کاراته (World Karate Federation) این امتیازات نیز در نظر گرفته می‌شود:

دو امتیاز: ضربه لگد یا مشت به پشت حریف
سه امتیاز: سرنگون کردن حریف و اجرای یک تکنیک (مانند مشت یا لگد) در ادامه آن.

1 تیر 88

کاراته بدون اسلحه


اساتید کاراته کتب و مقالات متعددی در مورد کاراته نوشته اند به عقیده من بهترین کتاب در این زمینه را بزرگترین استاد گیچین فوناکوشی نوشته است او تقریبا در نود سالگی شرح زندگی خود را تحت عنوان راه کاراته راه زندگی من نوشت او ضمن صحبت درباره استادان مشهورش نه تنها از مهارتشان بر فنون بلکه از رفتارشان در موقعیتهای بحرانی سخن به میان می آورد و روح واقعی و حقیقی کاراته را نشان می دهد.
یکی از داستانهای مورد علاقه من در این کتاب مربوط به یکی از استادان به نام استاد ماتسومورا است. داستان مربوط به چند دهه قبل در ناهای ژاپن است داستان در دکان کوچک یک هنرمند حکاک که خود نیز یکی از قهرمانان محلی کاراته است آغاز می شود.
هنرمند حکاک مردی قوی هیکل و درشت اندام است و عضلاتی برآمده دارد که آستین های کوتاه کیمونوی او آنها را به سختی می پوشاند دقیقا پس از گذشت چهل سال از سنش می شود گفت که او در اوایل زندگی اش به سر می برد.
یک روز ماتسومورا به مغازه این هنرمند حکاک وارد می شود. ماتسومورا اوایل سی سالگی اش بود اگر چه مثل حکاک نیرومند و قوی هیکل به نظر نمی رسید ولی او هم مردی با ابهت ، بلند قد با چشمانی سیاهرنگ و نافذ بود. وقتی که او می خواست طرحی را که حکاک بر روی چپقش کنده کاری نماید شرح می داد صدایی لطیف داشت.
حکاک نگاهی به مشتری اش انداخت و گفت: آقا معذرت می خواهم، شما همان معلم کاراته آقای ماتسومورا نیستید؟
ماتسومورا جواب داد: « بله چطور مگر. »
حکاک گفت: می گویند شما بهترین استاد کاراته در جهان هستید شما حتی به رئیس قبیله هم تدریس می کنید اینطور نیست؟
او به تلخی و انزجار جواب دا: بودم ولی نه به مدت زیاد در حقیقت از کاراته بیزار شده ام.
حکاک گفت: نمی فهمم هر کس می داند که شما بهترین استاد در قید حیات هستید اگر شما دیگر به رئیس قبیله تعلیم ندهید پس چه کسی این کار را انجام خواهد داد؟ حکاک با مشاهده غم در چهره ماتسومورا اضافه کرد:
« چیز بسیار وحشتناکی بایستی اتفاق افتاده باشد که شما را نسبت به کارته دلسرد کرده باشد. »
ماتسومورا گفت: بله حق با شماست رئیس قبیله شاگردی بی اعتنا با تکنیکهای خام بود که می‌‌خواست در همه مبارزات برنده شود آن هم نه به دلیل مهارتش بلکه به دلیل درجه و مقامش.
یک روز در حین آموزش درسی الزامی من به ضعف های او اشاره ای کردم و از او خواستم که با تمامی قدرتش به من حمله کند. او حمله را با یک ضربه پای دوبل (نیداو گری) باز کرد بدترین ضربه ای که در شروع کار می توان به یک حریف ماهر وارد کرد و من او را حدود شش متر دورتر پرت کردم.
وقتی بالاخره او قادر به راه رفتن شد و خود را جمع و جور کرد دستور داد تا از جلوی چشمش دور شوم و دیگر بر نگردم تا زمانی که احضارم کند. بهتر بود که هرگز تدریس کاراته را با این شخص آغاز نمی کردم. در حقیقت بهتر بود من اصلا کاراته را نمی آموختم.
حکاک گفت: معنی ندارد به هر تقدیر حال که شما دیگر به او تدریس نمی کنید چرا به من آموزش ندهید؟
ماتسومورا گفت: نه همان طور که به شما گفتم من تدریس کاراته را کنار گذاشته ام در هر حال چرا مردی ماهر مثل شما بخواهد تحت تعلیم من قرار بگیرد؟
حکاک گفت: رک و پوست کنده بگویم من کنجکاو هستم ببینم شما چگونه تدریس می کنید.
ماتسومورا غرید: من دیگر کاراته تعلیم نمی دهم او از گستاخی حکاک به شدت خشمگین شده بود چرا که او با وقاحت تمام می خواست استاد پیشین رئیس قبیله مربی یک حکاک گردد.
در این گیر و دار حکاک عقیده خود را تغییر داد و گفت:
اگر شما از تعلیم به من امتناع می ورزید آیا از یک مسابقه با من هم سرباز خواهید زد؟
ماتسومورا با حالتی ناباورانه جواب داد:
شما مرا به مبارزه می طلبید؟
حکاک جواب داد: بله دقیقا یک مبارزه جدی و عاری از امتیازات کلاس و تدریس و از آنجا که شما دیگر به رئیس قبیله تدریس نمی کنید احتیاجی به اخذ اجازه برای مبارزه با من را ندارید.
در صدا و چشمان حکاک نوعی گستاخی و غرور حس می شد چنانچه او اضافه کرد:
به شما اطمینان می دهم که من بهتر از او از خود دفاع می کنم.
ماتسومورا پرسید: فکر نمی کنید که زیاده روی می کنید؟ این درخواست مبارزه ای که به زد و خورد ختم شود نیست بلکه مسئله مرگ و زندگی است آیا شما با مبارزه تا حد مرگ موافقید؟
حکاک با حاضر جوابی و صراحت گفت: « من واقعا آماده مردن هستم. »
ماتسومورا گفت: در این صورت با خوشحالی آن را به شما پیشکش می کنم ولی بگذار در ابتدا یک ضرب المثل قدیمی را به شما یادآوری نمایم اگر دو ببر با هم بجنگند یکی از آنها آسیب می بیند و دیگری محکوم به مرگ است و می میرد.
وقتی ماتسومورا دید که حرفهایش تاثیری بر حکاک نگذاشت گفت:
من زمان و مکان مبارزه را به عهده شما می گذارم.
و بدین ترتیب قرار ملاقاتی برای ساعت پنج صبح روز بعد در محوطه قبرستان پشت قصر تاما گذاشتند راس ساعت مقرر دو مرد با یکدیگر رو به رو شدند. با ادای احترام تشریفات مرسوم آنها از فاصله چندین متری رو به روی هم قرار گرفتند.
اولین حرکت را حکاک انجام داد او فاصله موجود در بینیشان را به نصف رسانید مشت چپش را به صورت گدان به سوی حریف دراز کرد و مشت دست راستش را به نشانه آمادگی برای حمله ری کفل راستش به صورت کج قرار داد.
ماتسومورا با قرار دادن چانه اش روی شانه چپ با آرامش تمام و با گرفتن یک حالت معمولی شیزن تای به خود با او رو به رو شد.
این حرکتی بود که به نظر می رسید جای هیچ امیدی برای دفاع نبود حال آنکه حکاک برای ادامه حمله اش آماده گشت در آن لحظه ماتسومورا چشمانش را بازتر کرد و به عمق چشمهای حریفش خیره شد اگر چه ماتسومورا حرکتی نکرد ولی حکاک با نیرویی به سرعت صاعقه به عقب رانده شد و به زمین افتاد.
قطرات عرق بر پیشانی حکاک نشسته بود و از بغلهایش نیز به شدت عرق تراوش می شد. قلیش به تپش افتاد با احساس ضعف بر روی نزدیکترین تخته سنگ نشست. ماتسومورا هم برای استراحت همان کار کرد.
پس از لحظه ای ماتسومورا بانگ برآورد:
« آفتاب الان طلوع می کند بیایید کار را تمام کنیم. »
آن دو مرد از جا برخاستند و ماتسومورا دوباره همان حالت را به خود گرفت دوباره حکاک مبادرت به حمله نمود و به سمت حریفش هجوم برد ولی بار دیگر به وسیله نیرویی متوقف شد او پس از آن جریان قسم خورد که نیروی فوق الذکر فقط از چشمان ماتسومورا ساطع می شد.
حکاک با اینکه در مبارزه باخته بود ولی مثل یک مرد مصمم بود تا پای مرگ بایستد بدین جهت یک کیای (غرش قوی و بلند!) کشید او حریفان کوچکتر و ضعیفترش را با آن مرعوب کرده بود. ولی ماتسومورا بدون کوچکترین حرکتی همچنان ایستاد و یکبار دیگر حکاک با بی میلی تمام عقب‌نشینی کرد.
ماتسومورا پرسید: « چرا حمله نمی کنی؟ »
حکاک جواب گفت: نمی فهمم من قبل از این در هیچ مسابقه ای شکست نخورده بودم ولی بهتر است بمیرم تا در مبارزه ببازم به شما اخطار می کنم حال من به قصد سوتم جنگ تا آخرین قطره خون حمله می کنم.
ماتسومورا گفت: بسیار عالی هر طور که مایل هستید.
به ناگهان حکاک با تمامی مهارتی که داشت حمله خود را آغاز کرد ولی در همان لحظه فریادی از گلوی ماتسومورا بلند شد که پس از برخورد با تپه های دور دست بازگشت و انعکاس آن به گوش رسید.
همان گونه که برق چشمان ماتسومورا حکاک را فلج و بی حسی نموده بود همان طور هم کیای! او حکاک از حرکت بازداشت.
حکاک ناله سر داد که: « بس است من دیوانه بودم که شما را دعوت به مبارزه نمودم. هیچ همانگی و شباهتی بین مهارت من و شما وجود ندارد. »
ماتسومورا با فروتنی و ملایمت جواب داد:‌« این طور نیست شما از مهارت و روحیه والای جنگی برخوردارید اگر ما واقعا دست و پنجه نرم می کردیم به احتمال زیاد من شکست می خوردم. »
حکاک در اعتراض گفت: شما مبالغه می کنید حقیقت ین است که وقتی من به چشمان شما نگاه کردم خود را کاملا بی دفاع و درمانده یافتم و همه روحیه جنگیم را از دست دادم.
ماتسومورا به آرامی گفت: شاید ولی این موضوع در نتیجه تفاوت موجود بین من و شماست شما مصمم به کسب پیروزی بودید و من مصمم بودم در صورت شکست بمیرم.
او اضافه کرد: گوش کنید وقتی دیروز وارد مغازه شما شدم از سرزنش و توبیخ رئیس قبیله به شدت غمگین و سر شکسته بودم و وقتی شما از من خواستید به شما کاراته بیاموزم این عمل شما نیز موجب نگرانی من شد. ولی وقت ما ترتیب یک مسابقه را دادیم تمامی نگرانیهایم از بین رفتند. فهمیدم که موارد نسبتا کوچک ذهن مرا به خود مشغول داشته بودند صلاح تکنیک ها ، مهارت آموزش کاراته و تملق در مورد رئیس قبیله حفظ موقعیت ذهن مرا مشغول کرده بود.
من امروز عاقلتر از دیروز هستم من یک انسان هستم و یک انسان مخلوقی است آسیب پذیر و جایز الخطا موجودی که به احتمال زیاد نمی تواند کامل و بی عیب و نقص باشد. پس از مرگ او به عناصر اصلی وجودی خود رجعت می نماید یعنی به باد خاک ، آب ، آتش و هوا . ماده در اصل پوچ و فانی است همه اش باطل و پوچ است ما همچون چمن یا درختان جنگل هستیم.
مخلوقات جهان هستی برخاسته از روح هستی اند و خود روح هستی نه زنده است و نه مرده پوچی تنها مانع و سد برای ادامه زندگی است.
با این جمله ماتسومورا خاموش شد حکاک در اندیشه درس ارزشمندی که از کاراته کسب نموده بود ساکت بود او از یک استاد بدون کسب ضربه ای شکست خورده بود.
ماتسومورا به زودی به موقعیت قبلی خود به عنوان مربی خصوصی رئیس قبیله منصوب گردید.

30 خرداد 88

مربی تیم ملی کاراته عراق به قتل رسید

یک مرد مسلح روز جمعه، عزت عبدالله، مربی تیم ملی کاراته عراق را به قتل رساند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، این مربی 45 ساله روز جمعه در نزدیکی خانه اش در موصل به قتل رسید.

سیف المالکی، سخنگوی کمیته ملی المپیک عراق، در این خصوص اظهار داشت: آقای عبدالله بیشتر زمان خود را صرف آموزش کاراته کاهای جوان می کرد ضمن اینکه هدایت تیم ملی کاراته عراق را هم بر عهده داشت.

چهره های ورزشی عراق در دو سال گذشته اغلب ربوده شده و یا کشته شده اند



شايان ذكر است هفته گذشته از سوي آقاي عليرضا سمندر رياست فدراسيون كاراته غرب آسيا پيشنهاد مربيگري تيم ملي عراق به اينجانب داده شده بود.

21 خرداد 88

در باره كاراته

اطلاعات عمومي :

کاراته تکنيک عملي جنگيدن با دست خالي است . روش تمرينات مغزي و جسماني مي باشد . اين ورزش براي دفاع شخصي ابداع گرديده و قدرت استفاده از دستها و پاها در اين روش حايز اهميت است .


کاراته يک ورزش رزمي رقابتي است که همانند جودو و تکواندو در رده بندي وزنهاي مختلف صورت مي گيرد . ماهيت اصلي تکنيک کاراته در (کوميته) خلاصه ميشود . مفهوم کوميته عبارت است از حمله سريع و موثر به هدف که در آن از تکنيک مناسب و حد اکثر قدرت استفاده مي شود . اين عمل در کوتاهترين زمان ممکن صورت مي گيرد . مسابقه کاراته ممکن است بصورت مسابقات کوميته يا کاتا انجام شود .


مسابقات کوميته هم بصورت تيمي و هم انفرادي صورت مي گيرد . مسابقات انفرادي در گروههاي وزني مختلف برگزار مي شود و مسابقات تيمي بين گروههاي مختلف انجام مي شود . تعداد شرکت کنندگان در مسابقات تيمي بايد فرد باشد . کاتا عبارت از يک سري تکنيک هاي دفاعي شامل مشت زدن ، ضربه زدن و لگد زدن منظم است که يکي پس از ديگري اجرا مي‌شود و داراي اهداف فيزيکي و غير فيزيکي مي باشد ، و در تمرينات آن هيچ حرکت زايدي هم وجود ندارد . شرکت کنندگان اين رشته بايد کاتاي اجباري يا (شي تي ) و کاتاي اختياري يا (توکويي) را انجام دهند .


حرکات و مسابقه کاراته در سالن هايي که داراي تشک هاي مخصوص اين ورزش است صورت مي گيرد . محوطه مبارزه و انجام حرکات به شکل مربع و داراي ابعاد 8 × 8 متر مي باشد . اين محوطه مي تواند حدود 1 متر بالاتر از سطح زمين قرار گيرد .

در داخل تاتامي که داراي ابعاد 8 × 8 مي باشد ، بايد تاتامي دومي با ابعاد 7 ×7 متر و با رنگ ديگري کشيده شود تا شرکت کنندگان را از رفتن به خارج تاتامي برحذر نمايد . به منظور تعيين محل ايستادن شرکت کنندگان بايد دو خط موازي هر کدام به طول 1 متر و عمود بر خط داوران و به فاصله 5/1 متر از مرکز محوطه رسم شود . همچنين براي مشخص نمودن محل داور وسط و کمک داور نيز بايد دو خط موازي هر کدام به طول 5/0 متر به فاصله 2 متر از مرکز تاتامي ترسيم شود . در قسمت کاتا استانداري وجود ندارد ، ولي کليه مسابقات کاتا در همان محوطه 8 ×8 متر انجام مي پذيرد و داوران مسابقه در زواياي مربع براي قضاوت مستقر مي‌شوند.


گنجايش ظرفيت سالنهاي مسابقات کاراته ، متغير بوده و به سطح عملکرد آن بستگي دارد . به طور معمول براي مسابقات در سطح شهري حد اقل 300 تا 500 نفر و در سطح استاني و منطقه اي حدود 2000 نفر تماشاچي در نظر گرفته مي‌شود . اين مقدار در مسابقات جهاني و بين المللي از 500 نفر تا حدود 10000 نفر منظور مي گردد.


تجهيزات مورد نياز :

- لباس : لباس کاراته که در زبان ژاپني (گي ) ناميده مي‌شود از يک شلوار ، يک پيراهن و يک کمربند تشکيل شده است . اين لباس به گونه اي است که امکان فعاليت آسان و راحت با آن وجود دارد . آستين پيراهن مسابقه دهندگان بايد حداقل تا نصف ساعد را بپوشاند و نبايد بالا زده شود . طول کمربند بايد به نحوي انتخاب شد که پس از دو بار بستن به دور کمر 15 سانتيمتر هم اضافه باشد . پهناي کمربند بايد 5 سانتيمتر در نظر گرفته شود.


20 خرداد 88

دو فنجان قهوه

پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند. سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: 'بله'. بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. 'در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!' همه دانشجویان خندیدند. در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: ' حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که : این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند: خدا، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشنتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده.' پروفسور ادامه داد: 'اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.. اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.' یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: 'پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟' پروفسور لبخند زد و گفت: ' خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست.
به ياد دوست عزيزم آقا سعيد آشتيان كاپيتان ومربي تيم ملي كاراته ايران وبه ياد خاطرات خوش با ايشان

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007