صفحه اول

June 12, 2008

بي وزني با وزنه

وزنه زدن دوباردرهفته در صورتي كه درست انجام شود سلامتي را در طول زندگي تضمين ميكند.تحقيقات نشان ميدهد افرادي كه دوبار درهفته از وزنه زدن در كاراته استفاده ميكنند شانس بيشتري نسبت به سايرين در جلوگيري ازبروز انواع بيماري هايي مانند ديابت و ناراحتي هاي قلبي دارند.
متخصصان نكته هاي زير را هنگام كار با وزنه توصيه ميكنند.
تنفس درست ومناسب در مدت زمان حمل وزنه ها براي كنترل فشار خون ضروري است.
در طول مدت حمل وزنه ها تنفس عميق بكشيد ودرميان دوره ورزش به طور طبيعي تنفس كنيد.
زمان- چربي هاي خود را در يك دوره بسوزانيدودر فكر تغيير ناگهاني وزن نباشيد وبه جاي آن به طور آرام منظم وبا احتياط عمل كنيد.اين بهترين راه براي رسيدن به نتيجه است.
تعداد حركات - نيازي نيست كه 15مرحله پشت سرهم وزنه حمل كنيم تا نتيجه راببينيد.يك يا دو مرحله حركت شما را به نتيجه ميرساند.
شروع آسانتر - شما قوي هستيد اما نيازي نيست كه اين قدرت را به همه نشان دهيد وزنه اي كه براي توان شما سنگين است بلند نكنيد بايد توانايي اين را داشته باشيد كه 10 تا 15 حركت پي در پي را قبل از اين كه ماهيچه هايتان احساس خستگي كنند انجام دهيد.رعايت توازن- اطمينان حاصل كنيد كه اكثرماهيچه هاي بدنتان در حال فعاليت هستند.
عضلات شكم سينه پا بازو ودست ها و عضلات پشت از همه آنها به طور يكنواخت وبه يك ميزان استفاده كنيد.
استراحت - يك فرست يك يا دو روزه به خودتان بدهيد تا انرژي صرف شده در وزنه زدن را به دست آوريد.
.

June 05, 2007

هنرهای رزمی برای سلامت و تناسب اندام 1

هنرهای رزمی تاریخچه ای 2 هزار ساله دارند و قدیمی ترین اشکال ورزش هستند ابتکار رعیت هایی بود که مجبور بودند روشهایی نو و خلاقانه برای دفاع از خودشان در برابر مهاجمان خلق کنند اما در حال حاضر میلیون ها نفر برای سلامت و تناسب اندام دفاع شخصی و کسب اعتماد به نفس به این ورزش روی آورده اند.
هنرهای رزمی سبکهای بسیارمتفاوتی دارند که همگی در جهت افزایش تواضع؛احترام؛آبرو وفاداری و ثبات قدم؛پشتکار و انضباط شخصی کار میکنند و کسانی هم که مشغول این هنرها هستند دارای تعادل روحی؛روانی وجسمی اند.هدف نهایی این ورزشها هم آرامش ذهن و کیفیت بالای زندگی است.
از سبکهای مختلف این هنر؛میتوان به تای چی چوان و کونگ فو اشاره کرد که حرکاتی نرم و سیال دارند و برای افرادی که محدودیت های فیزیکی دارند؛بسیار مناسبند.سبکهای سخت هم مانند تکواندو و کاراته هستند که حرکات آنها قدرت ونیروی بیشتری دارد.
هنرهای رزمی آقایان ؛هنرهای رزمی بانوان
هنرهای رزمی بانوان با آقایان تفاوت زیادی دارد؛ دلیل آن هم تفاوت در قدرت بدنی؛ سرعت و خلاقیت بین این دو جنس است.در آموزش تکنیک به خانمها بیشتر به انتقال نیرو می پردازند. تا به دفاع مستقیم نیرو. ساختار وآناتومی بدن مرد به شکلی است که میتواند ضربات سنگین را تا حدی تحمل کند؛اما برای خانمها این ممکن نیست بلکه در روش مبارزه خانمها؛ از انتقال انرزی حمله کننده برای ضربه به خود حریف ایتفاده میشودسرعت خانمها در ضربات بیشتر از آقایان است که از مزیت های بانوان است و در فنون دفاع شخصی بسیار سود مند است. در هنر های رزمی که به بانوان آموزش میدهند بیشتر بر آموزش ضربه به نقاط حساس بدن{نفاط فلج اعصاب} تکنیکهای قفل مفاصل؛ پیچاندن مفاصل و نیز آموزش سلاح سرد تاکید میشود.

May 11, 2007

چاق می شویم چرا؟ - 2

افزایش فشار خون :
افراد دچار اضافه وزن که درسنین 20 تا 45 سالگی قرار دارند6 برابر بیشتر ازهمسالان خود دچار مشکل افزایش خون می شوند.این بیماری یکی از اصلی ترین دلایل بروز این بیماریهای قلبی عروقی محسوب می شوند.

مشکلات استخوانی :
افزایش وزن فشار بسیار زیادی بر مفاصل استخوان ها وماهیچه ها وارد میکند ویکی از عوامل اساسی برای بروز بیماری های پوکی استخوان و آرتروزها و از بین رفتن مفاصل است.

دیابت:
این بیماری وقتی ایجادمی شود که غده پانکراس نتواند انسولین مورد نیاز بدن را تولید و یا سلولها نتوانند انسولین لازم را جذب کنند.در افرادچاق هم بافت های چرب بدن نیاز به انسولین را به صورت قابل توجهی افزایش میدهند. هورمونی که به این مرحله کمک میکند در افراد چاق کمتر ترشح می شود در ضمن بافت های چربی مقاومت بدن را در برابر هورمن انسولین افزایش میدهند فراموش نکنیم این بیماری خاموش میتواند منجر به قطع عضو و کوری و مشکلات قلبی عروقی واز کار افتادگی کلیه و....میشود.

مشکلات خواب:
بجز مشکلات چاقی که به وقفه های تنفس منجر میشوند که خود میتواند باعث بی خوابی ؛افسردگی و افزایش فشار خون شوند؛اضافه وزن عامل اصلی خروپف کردن هم هستند.

سرطان:
چربی بیش از اندازه دررزیم غذایی در انواع سرطان ها همچون سرطان پروستات؛دستگاه گوارش و سینه دخیل است.

غذا به چربی تبدیل میشود :
. مواد غذایی که مصرف می شوند بلا فاصله هضم شده و به ترکیبات متفاوتی تبدیل می شوند تا صرف انجام وظایف مختلف در بدن شوند.

سوخت سلولی ومراحل تبدیل غذا به ترکیبات حیاتی :
هرانچه که بدون هدف در بدن باقی بماند به چربی تبدیل میشود.به طوری که بسته به نوع رزیم غذایی و متابولیسم بدن 60 تا 80 درصد اضافه وزن هر فرد را چربی تسکیل می دهد و بقیه وزن هم به ارگانها؛عضلات و آب میان بافتی اختصاص می یابد.البته خیلی از چربی ها برای اعمال حیاتی بدن لاذم هستند.اگر چه چربی ذخیره شده به عنوان یک منبع بزرگ ومهم سوختی بدن محسوب میشود اما متاسفانه اکثر افراد آنقدر فعال نیستند که به این منبع انرزی احتیاج داشته باشند.بد نیست در اینجا به ذکر اتفاقاتی که برای مواد غذایی در بدن می افتد بپردازیم.به مجرد آن که غذا هضم شد ترکیبات ایجاد شده به صورت های مختلف استفاده میشوند ودر بخشهایی از آنها که برای وضایف حیاتی بدن مصرف نمی شوند در بدن ذخیره میشوند.برای درک بهتر موضوع لازم است ترکیبات مختلف ایجادشده در بدن را بشناسیم.

کربوهیدراتها:
نشاسته و قند موجود در غذا؛شکسته وبه قندهای ساده ای تبدیل میشوند که بعنوان اصلی ترین منبع سوخت بدن به حساب می آیند.

چربی ها:
این مواد بعنوان دومین منبع اصلی سوخت بدن محسوب میشوند که پس از شکسته شدن به اسید های چرب و کلسترول تبدیل میشوند.

پروتئین ها:
این ماده به آمینو اسید تبدیل میشود که برای سوخت و تعمیر سلولها و تولید مواد مختلفی همچون آنزیم ها؛هورمون ها وهمه نوع پروتئین حامل آنتی پازی استفاده می شود.

ویتامین ها و مواد معدنی:
این مواد هم برای کارهای معمول بدن همچون تولید سلول و سوخت وساز بدن به کار میروند.

انواع چربی های بدن :
برای مردان 3 درصد چربی های بدن و برای خانم ها 12 درصد از آنها را تشکیل میدهند که در بخشهایی مانند سینه؛باسن؛رانهاو....تجمع دارند.

چربی های ذخیره ای :
این نوع از چربی در زیر پوست ودر مناطقی از بدن همچون شکم؛باسن ورانها انباشته میشوند.البته بعضی از چربی های عمقی هم برای محافظت از ارگانهای داخلی بدن از صدمات هستند.وقتی وزن اضافه می شود چربی های ذخیره ای زیاد میشوند ودر صورت کاهش وزن هم از این نوع چربی ها کاسته می شود.در این حالت چربی های اطراف سینه وشکم در فرم سیبی شکل چاقی با افزایش ریسک مشکلات قلبی و عروقی و چربی های اطراف ران ها و باسن در فرم گلابی شکل با برخی از سرطان ها درتباط هستند.پس بد نیست برای حفظ سلامت خودتان هم که شده فکری به حال وضعیت اضافه وزن یا کمبود وزن خود کنید.ورزش یکی از بهترین راه حل ها است.

April 26, 2007

چاق میشویم- چرا؟

بدن انسان همیشه ودر هر شرایطی در حال سوختن کالری است.چراکه اعمال و وظایف حیاتی بدن همخچون تنفس مقدار زیادی انرزی احتیاج دارند.البته سرعت سوختن کالری به عواملی همچون قد وزن سرعت ضربان قلب حجم عضلات و.....هرشخصی بستگی دارد به طوری که افرادی بافت عضلاتی بیشتری دارند حتی برای تنفس هم به انرزی بیشتری احتیاج خواهند داشت وشایداین مساله یکی از علل کاهش وزن دراثرتمرینات ورزشی باشد.درضمن افرادی که دارای وزن بیشتری هستنددرحین اعمال فیزیکی خودنسبت به افرادکم وزن به انرزی بیشتری احتیاج دارند.به عنوان مثال یک فرد 59کیلویی برای پیاده روی اهسته خود در زمان30دقیقه ای حدود 106 کالری انرزی مصرف میکند این درحالی است که فرددیگری با وزن 91 کیلو برای طی همین مسیرپیاده روی به حدود 158 کالری نیاز خواهد داشت.
چاقی چه بر سرانسان می اورد؟
اگرشماازمیزان کالری ای که کسب کرده ایدکمترفعالیت وحرکت داشته باشیداضافه وزن به سراغتان خواهد امدوبلعکس در صورت افزایش فعالیت نسبت به مواد غذایی کسب شده وزن شما کاهش خواهد یافت.فراموش نکنیم که چاقی تنهاازمنظرزیبایی مطرح نیست بلکه از لحاظ سلامتی هم باید به صورت جدی مدنظرقرارگیرد.
بیماریهای قلبی-عروقی:
درمردان درصورتی که ده درصدوزن اضافه شود بیماری های مربوط به قلب وعروق تا بیست درصد افزایش مییابد.دراین حالت علاوه بر فشار روی کمر فشار قابل توجهی به قلب واردمی اید ودرضمن فشارخون،کلسترول؛تری گلیسیریدواحتمال بروز دیابت افزایش مییابد.فراموش نکنیم اضافه وزن ومصرف دخانیات دوعامل اصلی برای افزایش خط ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی وخیلی از سرطان ها محسوب میشوند.
ادامه دارد.....

February 01, 2007

دانستنی های ستون فقرات

نشستن

هنگام نشستن همیشه از صندلی با تکیه گاه مناسب استفاده کنید و در صورت امکان چهار پایه ای زیر پاها قرار دهید . هیچگاه بمدت طولانی در وضعیت نشسته باقی نمانید.

ایستادن

هنگام ایستادن حتما چهار پایه ای زیر یک پا قرار داده و پانزده دقیقه جای آن را عوض کرده زیر پای دیگر قرار دهید. از ایستادن طولانی مدت امتناع کنید.

بلند کردن اجسام از روی زمین

جهت برداشتن اجسام از روی زمین می باید با زانوهای خم شده نشسته و جسم را روی زمین بلند کنید بطوریکه کمر و ستون فقرات صاف باشد.

ادامه دارد ...

December 30, 2006

دانستنيهاي ساختمان ستون فقرات و علت درد كمر و درمان ان

ستون فقرات محور اصلي بدن را تشكيل مي دهد.استخوانهاي مهره به نحوي روي هم قرار گرفته اند كه درعقب كانالي را تشكيل ميدهند كه محل عبور نخاع ميباشد.استخوانهاي مهره توسط بالشتك هاي نرمي از جنس بافت همبند و غضروف از يكديگر جداشده اند كه به انها ديسك هاي بين مهره اي ميگويند.علاوه بر اجزاي ذكر شده رباطها و عضلات نيز ستون فقرات را دربرميگيرند واستحكام لازم را به ان ميدهند. علت درد كمر چيست؟از انجائيكه ستون فقرات كمري بيشترين فشاررا متحمل ميشود واز تحرك بيشتري نيز بر خوردار است بيشتر از ساير قسمتهاي ستون فقرات در معرض ابتلا به ضايعه قرار دارد.علت اكثر كمردردها پارگي ديسك بين مهره ايو وبيرون زدگي هسته مركزي ان وفشار بر روي اجزاي مجاور ميباشد.پارگي يافتق ديسك به دلايل مختلف مانند بالا بودن سن:بلند كردن بار سنگين:نشستن به نحوه غلط:چرخاندن نا به جاي كمر و.....ايجاد مي گردد.( نكات بهداشتي در مورد بيماران مبتلا به كمردرد)اعمال روزانه ما اثر مستقيم بر روي ساختمانهاي ستون فقرات كمري ميگذارد.لذا انجام اعمال روزانه به نحو صحيح ميتواند از ابتلاء به ضايعات كمري جلوگيري كرده ودر صورت وجود ضايعه انرا بهبود بخشد. ادامه دارد.....

September 27, 2006

تحقيقي كه باورنكردني است، اما حقيقت دارد:ورزشهاي رزمي(كاراته) كم خطر‌تر از ورزش‌هاي ديگر هستند

ميزان آسيب ديدگي در كدام ورزش كمتر و در چه رشته‌اي بيشتر است؟ آيا صدمات در ورزشهاي رزمي در مقايسه با ساير ورزشها بيشتر است يا كمتر؟ براساس تحقيقي كه پيرامون درصد وقوع صدمات مختلف در ده رشته مختلف صورت گرفته است، كمترين ميزان شكستگي و ترك خوردگي استخوان مربوط به رشته كاراته است و جودو از لحاظ كمترين ميزان شكستگي در رديف سوم تكواندو و در رديف هشتم قرار دارد.
موارد پيچ‌خوردگي و در رفتگي در رشته جودو و كاراته كمتر از 9 رشته مورد نظر بوده و تكواندو در رديف پنجم قرار دارد. جودو از نظر درصد كمتر جراحت و زخم موضعي در رديف دوم، تكواندو در رديف چهارم و كاراته در رديف ششم قرار دارد.
كشيدگي و پارگي تاندون عضله در جودو و كاراته از 9 رشته ديگر كمتر است و تكواندو در رديف پنجم قرار دارد.
ورزشهاي جودو، كاراته، تكواندو، تنها از نظر ضرب‌ديدگي و كوفتكي داراي درصد بيشتري بوده، اگر چه درصد اينگونه صدمات در ساير ورزشها نيز بالاست. به عنوان مثال درصد ضرب ديدگي و كوفتگي در رشته هاي واليبال، فوتبال، كشتي، وزنه برداري، بستكبال، اسكي، دو و ميداني بين 29 تا 49 درصد و در رشته‌هاي جودو، كاراته و تكواندو بين 42 تا 72 درصد در نوسان است. اين تحقيق نشان مي‌دهد كه ورزشهاي رزمي در مقايسه با ساير ورزشهاي در مجموع يا از صدمه كمتري برخوردار بوده و يا حداقل با آنها در يك رديف قرار دارند.
در اين تحقيق همچنين نوع صدمات در هر رشته و علل آن نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
خلاصه‌اي از نتايج تحقيق انجام شده پيرامون صدمات مختلف در ورزشهاي رزمي به اين شرح است:

تكواندو:
نوع صدمات و ضايعات در ورزش تكواندو تا حدود بسيار زيادي همانند ورزشهاي گروهي نشان داده شده است. همانند ورزشهاي گروهي نشان داده شده است. بدين معني كه كليه صدمات مورد تحقيق بالاتر از 10 درصد اتفاق افتاده و حتي وقوع صدمات كلي و سنگين مثل شكستگي و ترك خوردگي استخوان كه در ورزشهاي رزمي ديگر بسيار نادر بوده و درصد كمي را شامل شده‌اند، در تكواندو نسبتا بالا مي‌باشد.
از طرفي رقم وقوع صدماتي مثل ضرب ديدگي و كوفتگي و يا زخم كه در جودو و كاراته بسيار بالا مي‌باشد، در تكواندو كمتر نشان داده شده است. به جز استخوان ران كليه استخوان‌هاي بدن كم و بيش دچار صدمه شكستگي شده‌اند.
(3% تا 45%) وقوع اين عارضه در ناحيه مچ و انگشتان پا و مچ و انگشتان دست به ترتيب بيشتر مي‌باشد.(45% كل شكستگي‌هاي استخواني در ناحيه مچ و انگشتان پا)
عليرغم اينكه در ساير ورزشها در رفتگي زانو بسيار نادر بوده، اما در تكواندو حدود يك دوم كل در رفتگي‌ها در مفصل زانو حادث شده است. صدمات زخم و خراشيدگي‌هاي پوستي بيشتر در ناحيه مچ و انگشتان پا و ساق رخ داده و در ميان تنه بسيار نادر مي‌باشد. كشيدگي و حتي پارگي تاندون عضله به جز ناحيه ساعد در اكثر عضلات بدن به مقدار بسيار جزئي حادث شده و اين صدمه بيشتر متوجه ناحيه لگن و ران، مخصوصا نواحي داخلي و پشت ران شده است(58%).
در بررسي وقوع صدمات از لحاظ برنامه تمريني نشان داده شده كه بيشتر (65% تا 90%) صدمات زماني حادث گرديده كه بازيكن داراي تمرينات نامنظم بوده و مربي در لحظه وقوع صدمه در زمين ورزشي حضور نداشته است.

جودو:
از مجموع صدمات جودو بالغ بر 70% آن مربوط به ضرب ديدگي و كوفتگي مي‌باشد و ساير صدمات مورد تحقيق مثل كشيدگي و پارگي، زخم و جراحت بندرت در اين ورزش اتفاق افتاده است. 9% كل صدمات اين ورزش مربوط به شكستگي‌هاي استخوان بوده كه قسمت عمده اين رقم در استخوان‌هاي ناحيه مچ و انگشتان پا حادث شده است. ضرب ديدگي و كوفتگي كه بالاترين درصد صدمات را شامل مي‌شود، در كليه قسمتهاي بدن حادث گرديده و تمام اعضاي بدن در دامنه‌اي بين 5 تا 25 درصد نيز دچار اين صدمه شده‌اند. هر چند كه ميزان وقوع زخمها و خراشيدگي هاي پوستي در جودو بسيار كم نشان داده شده است، اما با اين وجود بالغ بر 50% اين صدمه در ناحيه سر و صورت مي‌باشد. 90 تا 100 درصد موارد آسيب‌ديدگي و صدمات، مربوط به نامرتب بودن تمرينات بازيكن بوده است.

كاراته:
در اين ورزش نيز مانند جودو صدمه، ضرب ديدگي و كوفتگي بالغ بر 60% كل صدمات را شامل مي‌شود. و صدمات سنگيني مثل شكستگي استخوان بسيار كم اتفاق افتاده است. بيشتر صدمات شامل جراحات و ضرب ديدگي و صدمات جزئي مي‌باشد.
مقدار شكستگي در اين ورزش كمتر از 3% كل صدمات را شامل شده است.
97% تا 100% صدمات نيز زماني حادث شده است كه بازيكن داراي تمرينات نامنظم بوده است.
در درجه بندي اندام‌هاي بدن به ترتيب مچ و انگشتان پا تا مچ و انگشتان دست و سر و صورت بيشتر دچار صدمه پذيري مي‌گردند.

September 14, 2006

آسيب شناسي رفتاري جوانان

دوره جواني يعني چه؟
دوره جواني دوره سعي در عمل، ساختن شخصيت، ظهور استعدادها و فرصت بزرگ براي نيل به كمالات و ارتقاي درجات است. دوره رشد قواي ملكوتي و عقلاني و قوت تمايلاتي حيواني است. دوره جهاد، سير، حركت و صعود يا سقوط است. منتهاي اين حركت و سير، سعادت يا شقاوت، نعيم و رضوان و جحيم و خسروان است.
جواني يعني شروع تجربه، آميختن رويا با واقعيت، اوج نبوغ و ابتكار، جواني يعني آغاز چشم گشودن و تازه‌ها را ديدن، آغاز رستن و باليدن. دوران تمام نشدن نيروي بدني و سربرداشتن نيروهاي خفته.
جواني دوره‌اي گذراست كه فرد كودكي را ترك كرده ولي هنوز رگه‌هاي دوره كودكي را دارد و وارد بزرگ سالي نشده است، چون به ابزار بزرگسالي مجهز نيست.
نويسندگان بسياري از جمله كوترل معتقدند كه تعارض جوان از مشخص نبودن مقام ويژه جوان در جامعه ناشي مي‌شود. اين نامعين بودن، جوان را وضعيتي مشابه «انسان حاشيه» قرار مي‌دهد. در واقع او كودكي را پشت سر گذاشته بدون آنكه قدم به بزرگسالي نهاده باشد و در اين هنگام در حاشيه غالب روابط اجتماعي مانده است. خود او احساس مي‌كند ميان ميل به يك بزرگسال مستقل شدن و كسب حيثيت و علاقه به تثبيت در نقش كودكي كه ضامن امنيت اوست، در تب و تاب است و از هر سو كشيده مي‌شود.
اطرافيان نيز به اين سنين به گونه‌اي مبهم مي‌نگرند و با نوجوان و جوان گاه مثل يك بزرگسال و گاه يك كودك رفتار مي‌كنند. اين ابهام از سوي شكل ظاهري نيز تشديد مي‌شود چرا كه بعضي ويژ‌گي‌هاي بدني به مرحله پختگي رسيده‌اند و پاره‌اي ديگر، كودك را تداعي مي‌كنند. چيزي كه به فرد ظاهر «ناكامل» و حتي گاه مضحك – كه به آن سخت حساسيت نشان مي‌دهد – مي‌بخشد. به عقيده برخي نوجوان و جوان حساس بدبختي مي‌كند زيرا با او چون يك كودك رفتار مي‌شود، در حاليكه خود او به چشم يك بزرگسال مي‌نگرد و خواهان آن است كه مثل يك بزرگسال به او احترام دارند و به نظر بعضي ديگر، به عكس او آرزو دارند نقش‌هاي قديم خود را حفظ كند. اما با واقعيت روبرو مي‌شود كه به او رفتارهاي تازه را تحميل مي‌كند.
جوان در موقعيت‌هاي اجتماعي، استحكام لازم را ندارد و استقلال را تجربه نكرده است و در مورد استقلال در آزمايش و خطا به سر مي برد.
اريكسون طرحي كلي براي مراحل رواني – اجتماعي را تدوين و تنظيم نمود كه به وسيله لورنس آلمن و دنيس جافي به تفصيل بيان گرديده است. در بخشي از اين مدل مراحل زندگي و وظايف رشد و تكامل چنين آمده است:
اوايل نوجواني – 17 تا 13 – عضويت در گروه همگنان، تفكر درباره جنس مخالف
اواخر نوجواني – 22 تا 18 – استقلال از والدين، تحكيم هويت فردي، ارزشهاي انتخاب شغل
جواني – 30 تا 23 – ازدواج ، بچه دار شدن ، اشتغال، انتخاب سبك زندگي

هويت و مسايل آن
در فرهنگ عميد «هويت» چنين تعريف شده است: هويت، يعني حقيقت شي يا شخص كه مشتمل بر صفات جوهري او باشد. هويت در لغت به معناي شخصيت، ذات، هستي و وجود و منسوب به «هو» مي‌باشد.
كراجز، از صاحبنظران روانشناسي در تعريف هويت مي‌نويسد: هويت يعني ميان خود و ديگران توازن برقرار كردن. از واژگاني كه به «هويت» نزديك است به غالبا مرادف آن بكار مي‌رود، «خود» مي‌باشد. مورفي در تعريف مفهوم خود مي‌گويد: خود عبارت است از احساسات و ادراكاتي كه هركس از كل وجود خويشتن دارد. اين مفهوم سبب مي‌شود كه آدمي با وجود تغييرات و تحولاتي كه در طول زمان روي مي‌دهد، پيوسته احساس دوام و استمرار نمايد.
يكي از مسايل مهم دوران جواني «بحران هويت» و «آشفتگي هويت» است. هرچند هر فردي در هر دوره‌اي حتي بزرگسالي، ميانسالي و سالخوردگي(كهنسالي) ممكن است دچار بحران و آشفتگي هويت شود. بحران هويت واژه‌اي است كه به وسيله اريكسون براي توصيف «عدم توانايي نوجوان و جوان در قبول نقشي كه جامعه از او انتظار دارد» به كار رفته است. فرد در خلال مرحله شكل گيري هويت احتمال دارد، شديدتر از هر زمان ديگر چه در گذشته و چه در آينده از نوع سردرگمي و آشفتگي نقش‌ها رنج ببرد. اين حالت سبب مي‌شود وي احساس كند منزوي، تهي، مضطرب و مردد شده است، احساس مي‌كند كه بايد تصميم‌هاي مهمي را بگيرد ليكن قادر به انجام اين كار نيست. احساس مي‌كند كه جامعه به او فشار مي‌آورد تا تصميم‌هايي اتخاذ كند اما او مقاومت مي‌كند، در دوران آشفتگي هويت، فرد ممكن است احساس كند به جاي آنكه در حال پيشرفت باشد، دچار پس روي است.

پيامدهاي بحران هويت
- احساس پوچي، از خود بيگانگي، تنهايي و غربت
- كسب هويت منفي(هويتي بر خلاف آنچه كه اولياء و جامعه براي آنها در نظر گرفته است)
- مسئوليت گريزي، دلزدگي و بي تفاوتي
- هرز رفتن انرژي
- دلمشغولي هاي بي هدف
- هيجانات جايگزين ناپذير
- شخصيتي منفعل

بي هويتي و آشفتگي هويت موجب مي‌شود:
- ديگران براي فرد الگوي رفتاري انتخاب كند
- از حيث ظواهر به ويژه لباس، آرايش موي سر و نظاير آنها، چشم انتظار اقدام ديگران باشد
- سرمشق زندگي و خط مشي اصلي تداوم حيات را ديگران به او عرضه كنند.
- ارزش ها و ضد ارزش ها را آنگونه كه ديگران به او تفهيم و تلقين نمايند، بپذيرد.
- مباني ارزيابي فرد درباره شخصيتش، اظهارات و واكنش‌هاي ديگران است.
- اهميت قايل شدن براي داوري ديگران و احساس خود كم بيني و ضعف هويت آسيب پذيري فرد را بيش از پيش مهيا كند.

براي دستيابي به هويت روش هاي زير پيشنهاد مي‌شود:
- شناخت نسبت به توانايي ها و قابليت ها و استعدادهاي دروني
- شناخت نسبت به ويژگي هاي رشد و تحول (خصايص سني)
- شناخت نسبت به نيازهاي اساسي رواني(نياز به ايمني، ابراز وجود، داد و ستد عاطفي، پيشرفت و موفقيت، معنا جويي، تعلق، خود شكوفايي، تحقق خويشتن)
- شناخت نسبت به ضعف ها و ناتوانيها و محدوديت هاي وجود خويشتن
جوان به خود شناسي و تعيين هويت خود نيازمند و علاقمند است. با طرح پرسش هاي زير مي توان گام عملي در اين راه برداشت:
- آيا به روشني مي‌دانم كه چه جنبه هاي خوب و سازنده اي در شخصيت من وجود دارد؟
- آيا توانسته ام اين جنبه هاي مورد نظر را پرورش داده و به تقويت و توسعه آنها اقدام كنم؟
- تا چه اندازه به جنبه هاي منفي خود آگاهي دارم؟
- آيا شجاعت روحي لازم را براي پذيرفتن آنها دارم؟
- آيا سعي مي‌كنم كه هر روز يكي از اين جنبه هاي منفي را در وجود خود محو نموده و مجموعه آنها را تقليل دهم؟
- آيا تا به حال كاري كرده ام كه به نفع خود و ضرر ديگري(ديگران) باشد؟
- آيا تا با حال عملي انجام داده ام كه به ضرر خود و به نفع ديگري(ديگران) باشد؟
- آيا در تفكرات خود، بيشتر به ديگران مي‌انديشم و يا در افكار شخصي خود غوطه ورم؟
- آيا چنانچه تذكر خيرخواهانه اي از يكي دوستانم در مورد نقاط منفي ام، دريافت نمايم با روي خوش از آن استقبال خواهم نمود؟
- آيا توانايي آن را دارم كه افكار را مرتب نموده و اولويت آنها را مشخص كنم؟

آسيب شناسي راه‌هاي رشد شخصيت
فرانسوي‌ها ضرب المثل پارادوكسيكال و ناهمسازگوني دارند كه مي‌گويند:« اگر طبيبي بيماري را 5 دقيقه معاينه كند، سه نوع دارو به او مي‌دهد. اگر ده دقيقه معاينه كند دو نوع دارو و اگر يك ربع معاينه كند، يك دارو و اگر معاينه او بيست دقيقه طول بكشد، هيچ دارويي نمي‌دهد»
انسان به خودي خود نيك است و مي‌خواهد نيك باشد ولي مي‌خواهد اين نيكي با نيك بختي همراه شود اما آنگاه به بدبختي دچار مي‌شود كه خوش بختي را «بيرون از خود» جستجو مي‌كند. در اينجا به برخي آسيب‌هاي جدي در امر رشد و تربيت نوجوانان و جوانان به طور خلاصه اشاره مي‌شود:
1- آموزش ديني مانعي براي تربيت بدني
ميان «منش ديني» و «دانش ديني» ملازمه‌اي وجود ندارد و برخي مي‌پندارند كه شرط قطعي دين‌دار بودن و ديني شدن، تراكم اطلاعات و اندوخته هاي حفظي و صوري دانش ديني است، در حاليكه اگر آموزش ديني به همراه پرورش حس ديني نباشد، نه تنها به تقويت تمايلات فطري كمكي نمي‌كند، بلكه خود مانع و حجاب بزرگي در برابر اين تمايل خود انگيخته مي‌شود.
اصل اين است كه بتوانيم براي جوان نياز و خلاء و عدم تعادل ايجاد كنيم تا از اين طريق به مدد اصل تعادل جويي، خود در رفع تشنگي، به جست و جوي آب بپردازد. بايد او را تشنه تر و نيازمندتر نموده و به جاي اشباع، ذهن او را تشنه نماييم و اشتهاي به دين را جايگزين، «اشباع زدگي» از دين كنيم. در اين صورت «دين ورزي» به «دين باوري» مي انجامد و دين دهي به دين يابي منجر مي شود و در نهايت «دين مداري» در مدار باور دروني به دين داري پايدار تبديل مي شود.

2- عادت گرايي مانعي براي پويايي شخصيت
روسو مي‌گويد: بايد عادت كرد كه به چيزي عادت نكرد. منظور از عادت، آن دسته از اعمال و رفتارهايي است كه فرد بر اثر تكرار كوركورانه و بدون انديشه و اراده انجام مي‌دهد. عمل يا رفتار مورد نظر هر چند خوب و ارزشمند بايد ولي از يك جهت كه بر آگاهي و خردورزي استوار نيست، بي ارزش است.
البته فرق است بين عادت و ملكه، در تربيت فعال، عادت مانع آگاهي و رشد است ولي ملكه عامل پايداري و ثبات و تداوم فضايل اخلاقي است. در ملكه شدن استمرار نيت وجود دارد ولي در عادت صرف چنين هوشياري وجود ندارد. حقيقت دين نيز جز ترك عادت نيست.
3- وابستگي مانعي براي بالندگي
گاهي اوقات به جاي آنكه جوان را براي دستيابي به كمال و راه درست راهنمايي كنيم به وي راه درست را تحميل مي‌كنيم. در چنين شرايطي به جاي احترام به انضباط اجتماعي، تظاهر به آداب اجتماعي، به جاي كشف شخصيت خود، اكتساب و تقليد از شخصيت ديگران، به جاي خوديابي، ديگر يابي، به جاي خود اتكايي، ديگر اتكايي به جاي خود پيروي، ديگر پيروي، به جاي نظم جويي، نظم نمايي، به جاي خدا محوري، خود مداري و به جاي خود رهبري، خودخواهي است. در چنين اوضاعي جوان فردي است طي شده، خود باخته، فاقد استقلال راي، با اعتماد به نفس ضعيف و بازخورد حقارت آميز نسبت به شخصيت خود كه هويت خود را در هويت ديگران مي‌جويد.

4- تشويق بيروني مانعي براي خود برانگيختگي دروني
بدون ترديد تشويق و ترغيب از مهم‌ترين اركان روانشناسي است و عاملي موثر در تحريك انگيزش‌ها به شمار مي‌آيد. تشويق درست موجب تحكيم و تقويت عزت نفس خواهد شد. اما اگر تشويق صرفا براساس محرك ها و مشوق هاي بيروني متمركز گردد به تدريج به عنوان يك عامل ضد تشويق عمل خواهد كرد و مانعي براي تقويت دروني و خود برانگيختگي درون‌زا مي‌گردد.
در اينجا به برخي يافته هاي پژوهشي اشاره مي‌گردد:
- تشويق بيش از حد در دراز مدت مانع پيشرفت خود به خودي مي‌شود.
- تشويق بيش از تنبيه در تغيير رفتار موثر است
- تشويق هاي يكسان براي افراد مختلف نتايج متضاد و متفاوتي را در بردارد.
- ناهماهنگي و افراط در به كارگيري روش هاي تشويق و تنبيه منجر به اختلالات رفتار مي‌گردد.

شرايط عمومي تشويق درست و موثر:
- تشويق بايد متعادل، به اندازه، به موقع، به جا و مناسب باشد.
- تشويق ابزاري براي تقويت هدف است و نه يك هدف براي تقويت ابزار
- تشويق بايد با سن، نيازها، شرايط و موقعيت تناسب داشته باشد.
- نفس عملكرد بايد مورد تشويق و تقويت قرار گيرد
- تشويق بايد طبيعي، واقعي و دور از فريب و ريا باشد.
- حتي المقدور بلافاصله بعد از عمل باشد
- نبايد تشويق يكنواخت، تكراري و از روي عادت باشد

5- تربيت كلامي مانعي براي تربيت عملي
هنگامي كه مي‌خواهيم رفتاري را تغيير دهيم، همواره با توصيه‌ها، بايد و نبايدها، قيل و قال ها، موعظه ها و صحبت كردن هاي مداوم سعي داريم آنها را به ايده ها و خواسته هاي خودمان متقاعد كنيم. اما اينگونه روش هاي كلامي نه تنها ما را به هدف نزديك نمي كند بلكه بسي دورتر مي‌نمايد. در روشهاي كلامي همراه با توصيه هاي قيم مآبانه، مخاطبان را در برابر تحكم ها و دستورها حساس كرده و آنها مقاوت بيشتري را از خود نشان داده و اين حساسيت مانع تاثيرگذاري مي شود. در واقع ما به توصيه ها، دستورها و نصايح خود، بيشتر ارضا كننده خواسته ها و احساسات خود براي رفع تكليف هستيم تا اين كه در پي حل مشكل آنها باشيم.

6- مهارت دهي مانعي براي مهارت يابي
مهارت يابي به يك معنا كنترل عواطف و احساسات در بحران هاي زندگي و مشكلات طاقت فرسايي است كه توان آدمي را به چالش مي‌كشد. داشتن اعتماد به خود و عزت نفس، ترسيدن از شكست و نهراسيدن از خطر چيزي نيست كه بتوان در قالب كتاب هاي درسي دست يافت. هرچند كه اين آموزش ها مي‌تواند به منزله اطلاع رساني و مقدمات آن محسوب شود، اما هرگز نمي تواند در فرآيند زندگي جايگزين مهارت يابي شود.

7- امنيت دهي مانعي براي امنيت ورزي
امنيت ورزي مبتني بر رهيافت دروني معطوف به بازتوليد ساز و كارهايي است كه فرد را در مقابله با ناامني نه حذف نا امني‌ها، توانمند مي‌سازد. نسبت ميان پديده هاي امنيت زدا با توانمندي احساس ايمني به گونه اي است كه هر قدر محيط ناامن تر و محرك هاي آن خطرزدايي بيشتري داشته باشد( در صورت تناسب آن با ظرفيت و تحمل فرد) ساز و كارهاي امنيت ورزي و ايمن يابي دروني بيشتر و غني تر مي شود.
در پايان اميد است اين مقاله مختصر براي مخاطبان سايت مفيد و قابل بهره برداري باشد.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007